محمدرضا نادری گیسور
آن «روز بزرگ» فرا رسیده است؛ روزی که خورشید نه از خط افق، که از لایههای عمیق دلهای میلیونها مردم عاشق و عزادار طلوع می کند. این خورشید، نه برای جشنِ روشنایی، که برای نظارهی غمی است که در تاروپودِ تاریخِ این سرزمین ریشه دوانده است.
کشوری که دههها با نفسهای گرم یک رهبر مجاهد و فرزانه زیسته و با عطر کلام استوارش، به قلههای باور و توانایی صعود کرده، اکنون آهسته و گامبهگام به لحظهای نزدیک شده است که تاریخ، با جوهر اشک و خون، فصلِ جدید خود را در آن مینویسد. امروز نه فقط یک مراسم وداع، بلکه «فرمان ماندگاری» و «اقتدار» در دفتر بلند ایستادگی است.
این روزها، زمان در کوچه و خیابانهای ایران، معنایی دیگر یافته است. ساعت ها گویی به احترام آن سینهای که آماج کینهی دشمنان قرار گرفت، کندتر میتپد. ثانیهها سنگین شدهاند و نبضِ شهر، در انتظار آخرین دیدار با آن رهبر بی همتا، به شماره افتاده است. اکنون روز وداع است.
روز آخرین دیدار با رهبری که صدای رسای یک ملت بود. هنوز تابوت بر شانههای خسته اما استوار مردم قرار نگرفته و سیل جمعیت، خیابانهای تهران را به رودی خروشان از عشق بدل نساخته است، اما کشور در سکوتی سنگین، در آستانه یک وداع تلخ و تشییعی باشکوه ایستاده است؛ روزی که قرار است نام یک مرد، نه در کلام، که در رگهای تاریخ طنینانداز شود.
در تهران، از دیروز میعاد جهانی با شکوهی رقم خورده است. حضور سران، نمایندگان و شخصیتهای برجستهی دهها کشور از اقصینقاط جهان، گواهی است بر این حقیقت که شعاع نور رهبر پر افتخار مقاومت، فراتر از مرزهای جغرافیایی، جهان مستضعفان و مظلومان را درنوردیده است.
آنان آمدهاند تا ببینند ملتی که با شهادت رهبرش، قویتر میشود، چگونه اینچنین سرافرازانه بر سر پیمان میایستد. امروز روز وداع باشکوه و تاریخی ملتی است که با رهبر خویش، خاطرهها دارد. پس از آن، مسیر بدرقه روز دوشنبه از تهران – قلب تپنده ایران و پایتخت آزادگان جهان ـ آغاز میشود و از حرم قدسیِ قم، به سوی دیار غربت یاران علی و حسین(ع)، یعنی نجف و کربلا، ره میسپارد؛ گویی این پیکر مطهر، در هر گام، پیوندی میان کربلای دیروز و کربلای امروز برقرار میکند. و سرانجام در مشهد؛ حریم قدسی خورشید هشتم آسمان ولایت و امامت، برای همیشه در جوار امام رئوف آرام می گیرد؛ جایی که میلیونها زائر امام رضا(ع)، آرامگاه رهبری را زیارت خواهند کرد که عمرش را در مسیر رضایِ محبوب و خدمت به ایران و اسلام صرف کرد.
اکنون با دلی پر درد، سوگوار این رهبر بی نظیر تاریخ جهان هستیم فراتر از سوگ اما باید میراث او و آنچه بر جای گذاشته است، را نیزبا چشمانی باز ببینیم و پاس بداریم.
شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای، اگرچه اندوهی عظیم برای ملت ایران و امت اسلامی است، اما باید دانست که تاریخ، رهبران بزرگ را تنها با سالهای زمامداریشان به یاد نخواهد آورد. تاریخ، آنان را با اندیشه، آرمان، فرهنگ و انسانهایی که در بوته آزمایش زندگی تربیت کردهاند، میشناسد.
بزرگترین میراثی که رهبران و شخصیتهای بزرگ تاریخ از خود بر جای میگذارند، نه در بناهای سنگی و ساختارهای مادی، بلکه در «مکتب فکری» آنها است؛ و میراث رهبر شهید ما، در فرهنگ مقاومت، در روحیه استقلالخواهی، در مردمباوری بیچون و چرا، در معنویت عمیق و در تربیت نسلی خواهد بود که برای ادامه این راه و رسیدن به قلههای پیشرفت، آماده و مشتاق است.
دشمنان گمان بردند با خاموش کردن حنجرهای که حقیقت را فریاد میزد و سربلندی ایران، اسلام و انسان را می خواست، میتوانند مسیر این کاروان را به بیراهه برند، اما دریغ که خون، عجیبترین زبان عالم است؛ زبانی که پس از فرو افتادن گویندهاش، بلندتر از پیش سخن میگوید.
گاه یک گلوله و انفجار یک بمب، قلبی را از تپش بازمیدارد، اما ناخواسته، هزاران قلب خفته را در سراسر جهان به بیداری میکشاند. این بیداری، همان چیزی است که میراث رهبر شهید ما را زنده نگه خواهد داشت.
اکنون، مسئولیت سنگینی بر دوش ما و «نسل های آینده» قرار گرفته است. ما همه وارثان آن روح بزرگ تاریخ هستیم و«وارث بودن» به معنای حفظ صرف خاطرات و برگزاری مراسمهای سوگوارانه نیست. اگر این میراث تنها در قالب نوستالژی و در میان اشکهای مراسم تشییع باقی بماند، از ظرفیت تمدنساز خود فاصله خواهد گرفت. مسئولیت جوانان، آن است که این میراث زرین را با نیازهای روزگار خویش پیوند بزنند. آنان باید ارزشهایی را که رهبر شهید ما برای آن مجاهدت کرد، در هیاهوی روزگار و در میان تلاطمهای تکنولوژی و فرهنگ جهانی حفظ کنند و به فراموشی نسپارند.
امام خامنهای همواره بر ستونهای «علم، پیشرفت، عدالت، استقلال، عزت ملی، وحدت و امید» در ساحت داخلی و دفاع از مظلومان و مستضعفان، مقاومت در برابر مستکبران، بسط معنویت و گسترش عدالت در عرصه جهانی تاکید داشت. اینها مفاهیمی انتزاعی نیست، بلکه ابزارهای ساخت آینده است.
اگر نسل جوان بتواند این اصول را با دانش، نوآوری، اخلاق و تلاش درهم آمیزد، میراث رهبر شهید به نیرویی مقتدر برای ساختن آیندهای مطمئن و با شکوه تبدیل خواهد شد. اگر دانشجوی ما در آزمایشگاه، اگر مهندس ما در سایتهای صنعتی، اگر هنرمند ما در آفرینشِ زیبایی و اگر کارآفرین ما در خلقِ ثروت، با نگاه «خودباوری»، «استقلال» و «پیشرفت» حرکت کند، او در راه تحقق آرمان های رهبر شهید ایران گام بر می دارد.
مسئولیت نسل کنونی و آینده، زنده نگه داشتن راه رهبر شهیدمان در عرصههای حیاتی زندگی است: در مدرسه، در دانشگاه، در محیطهای کار و در تاروپود خانواده. این ارزشها تنها زمانی ماندگار میشوند که به «فرهنگ عمومی جامعه» تبدیل شوند؛ یعنی زمانی که عدالت، خدمت به مردم و دفاع از عزت ملی و شرف انسانی، نه یک شعار، که یک عادت رفتاری و یک سبک زندگی باشد.
ادای این مسئولیت سنگین نیز، یک «میثاق جمعی» است. نخبگان، استادان، روحانیون، مدیران، هنرمندان و رسانهها، همگی در این زنجیره انتقال میراث نقش دارند. اگر انتقال تجربه با اعتماد به استعدادهای جوان و میدان دادن به خلاقیتهای نو، همراه شود، ایران قادر خواهد بود با قدرتی مضاعف، مسیر پیشرفت و اقتدار را ادامه دهد.
اکنون ای رهبرِ شهید! که تا آخرین لحظه زندگی، در میدان و بر سر پیمان با مردم ایستادی و از تهدید دشمنان انسانیت، لحظه ای تردید به خود راه ندادی، ما در این روزهای پر از بغض و اندوه و اشک، به خیابانها میآییم تا با صدایی بلند و با غرور و افتخار بگوییم راهت را با سربلندی و بیعت با آیت الله سید مجتبی خامنه ای ادامه خواهیم داد. خون تو، بذری بود که در دشت دلهای ما پاشیده شد و عزم، امید و باور ما را به پیمودن راهی که تو آغاز کردی، بارورتر و استوارتر می سازد.
ما امروز و فردا برای آخرین دیدار با رهبر شهیدمان به مصلی میآییم و روز دوشنبه وقتی صبح موعود فرا می رسد و میلیونها نفر همگام و همنوا با هم، زمین را به لرزه در می آورند، تو را به سوی جاودانگی بدرقه خواهیم کرد. جسمت از میان ما میرود اما روح بلندت همواره در این سرزمین اهورایی جاودانه و زنده و سربلند باقی خواهد ماند. نام و یاد تو همواره در دل عاشقان عزت و سربلندی ایران و دلدادگان عدالت در جهان، زنده و توفنده باقی خواهی بود.
میلیون ها عاشق دلسوخته هر روز نام تو را بر زبان جاری خواهند کرد و تاریخ برای همیشه تو را بر بلندای فهرست خویش خواهد نوشت. تو هرگز از قلب ما نخواهی رفت.
در هر گامی که برای عزت این خاک برداشته میشود، در هر ایستادگی در برابر ظلم و در هر لبخند امید که در این سرزمین نقش میبندد، تو همواره حضور خواهی داشت.
شما چه نظری دارید؟